در كم ترين زمان ممكن با مردمان پاك سرشت وميهمان نوازش آشنا شدم و دانش آموزان با استعداد و با معرفت .
الان از اون روزهاي نخست هفت سال مي گذرد وبيضا برايم همچون وطني دوست داشتني تلقي مي گردد،در هر روستا ومحله ايي كه عبور مي كنم با محبت وارادت دانش آموزاي خوبم ووالدين بزرگوارشان مواجه ميشم.
در هر فصل از سال كه در بيضا باشي جز زيبايي چيزي نخواهي ديد،نقطه به نقطه آن ديدني ومردماني ازجنس معرفت كه زينت بخش منطقه هستن.
عصرها بعد از يه شيفت كاري در مدرسه قدم زدن در كنار گندمزارهاي زيبايش با نحر هاي زلال آب وآوازخواني پرنده ها و واق واق سگ ها لذتي وصف نشدني دارد.
از مردم باصفايش جز خوبي ومحبت چيز ديگه ايي نديدم....
زنده باد ايران پاينده باد بيضا
برچسب:
نویسنده: آناهیتا رنجبر