روزهای سرد زمستان یادآور بی مهری های دوران است.دل های آدما انگار یخ زده واحساس کاربردی ندارد.کاش ما هم مثل موریانه ها وپرندگان بودیم'تا به جای زخم زبان به همدیگر یار ویاور هم باشیم.زمانی که یک پرنده در هنگام پرواز برایش مشکلی پیش می آید عده تا آخرین لحظه در کنارش خواهند ایستاد,با آنکه نمی توانند کاری برایش انجام دهند.اما ما انسان ها چی....اگر مشگلی خدای ناخواسته برایمان پیدا بشه,,همه صف بسته اند که با قدرت تمام از رویمان رد بشوند و هست ونیستمان را له کنند.نمیدانم چرا!!!ااما ای کاش پرنده بودم..پرنده
برچسب: دلنوشته تلخ,دلنوشته تلخ جدایی,دلنوشته تلخ روزگار,دلنوشته تلخ عاشقانه,دلنوشته تلخ جدید,دلنوشته تلخ 93,دلنوشته تلخ تنهایی,دلنوشته های تلخ,دلنوشته های تلخ جدایی,دلنوشته هاي تلخ,
نویسنده: آناهیتا رنجبر