سلمان علی محمدی

متن مرتبط با «دلنوشته های تنهایی» در سایت سلمان علی محمدی نوشته شده است

هفتمی های دوست داشتنی مدرسه شهید مصیب دهقان بیضا

  • هفتمی های خندان مدرسه شهیدگندمکار

  • نیلوبلاگ

    «لبخند» پلی بین معلم ودانش آموز لحظه ای ناب و پر انرژی با دانش آموزان پایه هفتم شهید گندمکارمهر ماه ۱۴۰۱ بیضا + نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۱ ساعت 0:25 توسط سلمان علی محمدی  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دبستان شکوفه های طاها روستای نوروزان کوار فارس

  • نیلوبلاگ

    به نام خدای من وشماامروز پنجشنبهبه دعوت مدیر گرامی دبستان شکوفه های طاها سرکار خانم منعم ازشهرستان بیضا به شهرستان کوار روستای نوروزان سفر کردمیک روز بی نظیر با دانش آموزان دوست داشتنی و یک کادر آم...

    ادامه مطلب
  • جناب آقای دهقانی معاونت پرتلاش و با درایت فعالیت های دانش آموزی کشور

  • دلنوشته تابستانی

  • نیلوبلاگ

    تا وقتی کسیدر کنارت هست خوب نگاهش کن...! گاهی آدم هاآنقدر سریع میروند که حسرتیک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند!! |+| نوشته شده توسط سلمان علی محمدی در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۶ | ...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته

  • نیلوبلاگ

    خداوند بزرگ شاکر وسپاسگزارم انسان وقتی شاکر وقدردان خالق خویش باشد قطعا از اتفاقات پیرامون خودش بی تفاوت عبور نخواهد کرد.خداوند بزرگ به انتظار قدردانی ما نیست ونیازی هم ندارد ،اما ما که نیازمندیم.... یادمه یه جایی مشغول به کار بودم ،خیلی با مسئولم ارتباطی نداشتم ولی در عوض کارم با جون ودل انجام می دادم ولی متاسفانه نگاه اون مسئول به هر نفر متفاوت بود ،خلاصه با اون که دستش میومد کمکی بهم کنه خودادری کرد،یکی از دوستام گفتش برو پیشش خواهش کن ویا با فلان واسطه جلو برو.. یه جمله گفتم: ****دست خدا بالاتر از همه ی دست هاست**** کارم نشد ..خیلی ها نگران بودند ولی خدا نگذاشت به توکلی که کرده بودم نا امید شوم. الان معلمم ..وخدا را بسیار سپاسگزارم. ای خدا ای فضل تو حاجت روا ////////با تو یاد هیچ کس نبود...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته تلخ

  • نیلوبلاگ

    به نام خدای من وشما روزهای سرد زمستان یادآور بی مهری های دوران است.دل های آدما انگار یخ زده واحساس کاربردی ندارد.کاش ما هم مثل موریانه ها وپرندگان بودیم'تا به جای زخم زبان به همدیگر یار ویاور هم باشیم.زمانی که یک پرنده در هنگام پرواز برایش مشکلی پیش می آید عده تا آخرین لحظه در کنارش خواهند ایستاد,با آنکه نمی توانند کاری برایش انجام دهند.اما ما انسان ها چی....اگر مشگلی خدای ناخواسته برایمان پیدا بشه,,همه صف بسته اند که با قدرت تمام از رویمان رد بشوند و هست ونیستمان را له کنند.نمیدانم چرا!!!ااما ای کاش پرنده بودم..پرنده...

    ادامه مطلب